مرتضى راوندى

484

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

در بالا بردن سطح شعور مردم ، در معرفت امام ، اين مكتب را به اين صورت جلوه‌گر و مشخّص مىسازد كه در عالم معنى « تهذيب مجدّدى » و در آنچه مربوط به ماوراء طبيعت است « نظم و نسق جديدى » آورده است . اين تهذيب و تعديل ، به اين مكتب ، قدرت عمل و وسعت ميدانى مىدهد كه با ساير نهضت‌هاى « اصلاح‌طلبى » كه در ساير نقاط عالم شناخته شده و بيشتر كوشششان تطبيق دادن دين ، با اوضاع روز است ، به كلّى فرق دارد . به دنبال حكمت الهيّه رفتن ، آن هم حكمتى كه منحصرا از متون اخبار و نصوص ائمّهء اطهار گرفته شده است ، و انكار و رجحان علم فقه و اصول ، بر حكمت الهيّه ، مطلبى بود كه بدون مقدمه ، براى همهء مجتهدين قابل فهم نبود . . . با وجود اين ، بعيد است كه شيخيّه صاف و ساده ، پهلو به پهلوى حكماى پيرو مكتب ملّاصدرا و فلاسفهء پيرو بوعلى سينا و اشراقيّون خيمه بزنند و به اردوگاه اينان پيوندند . محقّقا در جاهايى با يكديگر عبور و با هم توافق و تلافى مىكنند . . . با اين حال ، نه‌تنها فاصلهء زيادى شيخيّه را از حكما و فلاسفهء مذكور در فوق جدا مىسازد ، بلكه همين اندازه ، شيخيّه از صوفيه فاصله دارد . . . » هانرى كربن در پايان اين بحث متذّكر مىشود كه « وضع مكتب شيخى ، در عين‌حال با وضع قشرى و ظاهرى مكتبى كه اخبارى ، گفته مىشود به كلّى مغايرت دارد . . . » « 1 » شايد به همين علّت باشد كه گروهى از روحانيان عليه شيخ احمد و سيّد رشتى به مبارزه برخاسته و در مواردى ، زبان به تكفير آنان گشوده‌اند ، چنان كه در نتيجهء تحريكات و نامه‌پراكنىهاى ملّا برغانى ، شيخ احمد ، خود را مواجه با وضع خطرناكى ديد و ناچار در سن 90 سالگى راه مكّه پيش گرفت و در سه منزلى مدينه در 1827 ميلادى درگذشت . مقام و ارزش علمى شيخ احمد احسايى در كتاب قصص العلماء دربارهء شخصيّت علمى شيخ ، چنين اظهارنظر شده است : « شيخ احمد ، جمع ميان قواعد شرع و حكمت نمود و معقول را به اعتقاد خود با منقول مطابق ساخت ، لهذا محل طعن و تكفير شد ، چه اكثر قواعد معقول ، تطبيق آن ، با ظواهر شرعيّه امكان ندارد . » در جاى ديگر از مندرجات قصص العلما چنين برمىآيد كه اهل حكمت و فلسفه ، براى شيخ ، مقامى قايل نبودند . « . . . شيخ ، سرآمد اهل زمان شد . . . ليكن نزد حكما وقعى نداشت و ايشان چندان معتقد به فضيلت و معقول دانى . » شيخ نبودند و نيستند و از آخوند ملّا على نورى سؤال كردند كه فضيلت شيخ چگونه است ؟ گفت : عامى صافى ضميريست

--> ( 1 ) . مكتب شيخى ، صفحهء 6 به بعد .